آقا (یا خانوم) اومدیم با دست پر البته یه کم اثاث کشی کردیم
اینم آدرس جدید :www.matmoos.blogfa.com
منتظر شماییم
+ نوشته شده در شنبه 5 بهمن1387ساعت 1:21 قبل از ظهر  توسط فضول خان
|
چی میگه؟ میخوایم بریم؟
نه بابا فقط تغییر مکانه دیدیم اینجا کسی جدی نمیگیردمان گفتیم حتمن از بدی آب و هوا میباشد
البته سعی میکنیم... نه ببخشید اطمینان میدهیم طرحی نو در اندازیم
آدرس هم متعاقبا اعلام میشه آخه تازه داریم نقاشی میکنیم هنوز اثاث نبردیم
+ نوشته شده در شنبه 2 آذر1387ساعت 4:49 بعد از ظهر  توسط فضول خان
|
یوزارسیف داخل اتاق هفت در شود!

از میان ۳۰۰۰ نفر من(مصطفی زمانی) یوزارسیف شدم........
ادامه مطلب====>>>>>
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه 18 آبان1387ساعت 2:58 بعد از ظهر  توسط مش تیمور
|
بهاره

بد نيست بدانيد كه گروه زنبوران عسل را بهاره مي نامند .
اسم بهاره براي صاحبش قدرت اجرايي به همراه مي آورد و او را داراي اين ويژگي مي كند . از طرفي اين نام , خودبيانگري او را محدود مي كند . كساني كه بهاره را مي شناسند مي دانند كه او اصلاً نمي تواند با افراد بداخلاق و اخمو ارتباط دوستانهاي برقرار كند و اين از ويژگي هاي مهم اوست . بهاره داراي ذهني باهوش و سريع است و مسائل را به خوبي ميتواند تحليل كند . در برخي افراد , بهاره از كمرويي , نبود اعتماد و تنهايي به شدت رنج مي برد و علت اين خصوصيات هم اين است كه از طرف اطرافيانش به درستي درك نميشود و بهتر است بگوييم اين ديگرانند كه اين ويژگيها را در صورت كم توجهي به او براي او به وجود ميآورند . بهاره شخصي آرمانگراست و البته حساس . اين طبيعت او موجب ميشود تا او قدر و ارزش چيزهاي خوبتر زندگي را بداند . بهاره ويژگي ديگري دارد كه قابل تحسين است . او ميل شديدي به كمك به انسان ها و بشريت دارد . اگر نام شما بهاره است , خوب ميدانيد كه به دليل برخي آشفتگي هاي دروني كه دارد , در برخي موارد نتوانيد منظور واقعي خود را بيان كنيد . بنابراين سايرين هم بدانند كه گاهي اوقات منظور واقعي او را درست متوجه نشده اند . بنابراين سعي كنيد تا سوء تفاهمي پيش نيايد . براي بهاره به مراتب آسانتر است تا افكار و احساسات دروني خودش را از طريق نوشتن بيان كند تا شفاهاً . پس بهتر است در مواقعي كه او نميتواند به شما درباره موضوعي صحبت كند بهتر است از او بخواهيد تا افكار و احساساتش را بر روي كاغذ بياورد . بهاره جزو افرادي است كه از ادبيات و شعر لذت ميبرد . و همواره به دنبال آرمان خواهي و كمال مطلوب است و اين براي او خوشايند است .
و اما نكته آخر : بهاره زماني كه كه توسط اطرافيانش به درستي درك نشود به درونش پناه مي برد . بنابراين اين شماييد كه بايد بيشتر مراقب باشيد . و ديگر اينكه او عميقاً تحت تأثير زيبايي هاي زندگي , به خصوص طبيعت قرار خواهد گرفت .
+ نوشته شده در پنجشنبه 9 آبان1387ساعت 6:34 بعد از ظهر  توسط مش تیمور
|
اول بگم رویکرد این کشتیه به گل نشسته(چیه دلم میخواد تقلید کنم) صیاثی نمیباشد و هرچی مطلب از این نوع دیدین مال من نیست(فضول خان)
و حالا شما را به دیدن...
اما راویان بد صدا حکایت کنند که پدر جان چیکار دارین مدرک فلان بنده ی خدا چه وضعی داره. اصلن مگه ما نمیخوایم مدرک گرایی رو کنار بذاریم. خوب شاید این بنده خدا توی کارش استاده(راستی کارش چیه؟). یا یه چیز دیگه: مگه مدرک آکسفورد با فوق دیپلم این مملکت فرقی داره؟ من میگم نداره.
مگه ندیدین دانشجویان اونوری مینالیدن که مامانمون رو میخوایم تازه سطح علمی اونور پایینه
بعدم نمیشه گناه مردم رو بشوریم که به قول شاعر: کار ما نیست شناساییه شستن گناه ملت
احتمالن کار یکی دیگه باشه!
در آخر این که فکر خربزه باشید که باید نم نمک نون بدون یارانه*بخوریم و ...
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
یارانه=؟
+ نوشته شده در دوشنبه 22 مهر1387ساعت 1:59 قبل از ظهر  توسط فضول خان
|
یعنی شرحش را بعد می نویسم!

+ نوشته شده در شنبه 20 مهر1387ساعت 11:19 قبل از ظهر  توسط مش تیمور
|
رمضان ماه
بزرگ خدا آری بزرگ اما انگار کم کم به فراموشی میرود البته نه به آن سرعت که ستاد
بحران تشکیل
شود اما بین خودمان آمار آنهایی که روزه میگیرند چند نفر است و آنهایی
که همه چیز را مسخره میکنند
اصلا مگر
هرکس نخورد و نیاشامد روزه دار است. بگذریم
به بهانه
ی این شب بزرگ گفتم چیزی گفته باشم
شب بزرگ:
شب رمزآلود :شبی که قرآنی نازل شد و قرآنی عروج کرد: به بالا رفت: رستگار شد و راحت
شد از
دست مخلوقات فراموشکار که خالق خویش را از یاد برده اند
و تاریخ
که چندش آور تکرار میشود و دشمنانی که زنده شده اند
گروهی که
حریصانه و از هر راهی به دنبال ... راستی دنبال چه میگردند؟
اینها که
حتی دین را بر سر نیزه گذاشته اند. دین که نه پوسته ای که با آن گروهی احمق را
پشتیبان ساخته اند و گروهی احمق را دشمن دین حقیقی
و گروهی
دیگر که پیشانیشان پینه دارد و قلبشان انباشته از بلاهت است
و سخت است
با وجود این کافران عنود مسلمان نما طرفداری از حق و حقیقت
البته چه
جالب در مغز ما گنجانده شده که : آنها که علی (علیه السلام) را آن طور زجر دادند
کافر بودند. کافر که اینقدر نماز نمیخواند!
و امثال
من که در میان سوالی بزرگ دست و پا میزنیم که راه کدام طرف است.
+ نوشته شده در دوشنبه 1 مهر1387ساعت 2:18 قبل از ظهر  توسط فضول خان
|
آقا موضوع که کاملا تابلو شده البته این دفعه داستان نداریم(زیادی غم انگیزه) و البته شگفت انگیز
امسال تابستون ما به عهد پدران و پدربزرگان و جد و در کل به عهد انسانهای غار نشین سری زدیم تو روزای نسبتا گرم پختیم و تو شبای تاریک پای نور شمع و چراغ گردسوز یا مکعب سوز یا غیره رقص سرخ پوستی انجام دادیم
البته یه خوبی هم داشت میتونیم برای بچه ها و احیانا نوه ها تعریف کنیم که:
بعله ما که مثل شما بچه های روغن نباتی سوز نبودیم دود چراغ خوردیم و ...
ولی گاهی اوقات هم یه کوچولو شورش در می اومد مثلا وقتی فقط 3 بار ناقابل در روز (و البته شب) برق قطع میشد ولی چیکار میشه کرد برق نیست دیگه اصلا نداریم آقا حرفیه؟
در آخر برای شما کامپیوتر داران محترم صبر جمیل آرزو میکنم و چه خوبه اسم دولت نهم رو بزارن دولت سهمیه بندی
+ نوشته شده در یکشنبه 10 شهریور1387ساعت 1:57 قبل از ظهر  توسط فضول خان
|
آقا عجب افتتاحیه ای بودا
اشتباه نشه نمی خوام از چینیها تعریف کنم اصلا تا آخر بخونین تا بفهمین داستان چیه
داستان اینجوری شروع میشه:
یکی بود یکی نبود یه خیابانی بود و یه داش عزت که با هم زندگی میکردن ولی روزی روزگاری فکری به مخ داش عزت زد به خیابانی گفت بیا المپیک پکن رو از شبکه ی 3 پخش کنیم اما خیابانی با لحن عصبی گفت: این چیزها قباحت داره صحنه ی غیر اخلاقی نشون میدن بعد کم آبی هم که هست خطرناک میشه!
غصه ی ما به سر رسید کلاغ ما کف اش برید
ولی خدایی عجب افتضاحیه ای بودا چینیای بنده خدا 100 بار وارد شدن رژه رفتن یا آتش بازی 20 بار تکرار شد
آخه منه فضول نمیدونم کدوم آدم عاقلی با دیدن اون پیرزنا احساساتش تکون میخوره
یا اصلا با این همه فیلمای مزبور کی توی تلویزیون دنبال مسایل مذکوره
کاش کله ها از زیر برفا در بیاد
+ نوشته شده در شنبه 19 مرداد1387ساعت 3:5 قبل از ظهر  توسط فضول خان
|
نویسنده پیدا کردیم توپ اصلا توپ ام زورش نمیرسه تکونش بده
تنهایی دیگه مخ محترم قد نمیده(حتما میگید محترم کیه) خوب منم چه خیالیه؟
فقط این جناب نویسنده (مش تیمور) هی میگه پیام خوش آمد بنویس
احتمال داره دلش خوش باشه
راستی اگه اسمتو دوست نداری بگرد یکی پیدا کن اصلاَ دلت ام بخواد
اینم خوش آمد گویی خوبه؟
+ نوشته شده در دوشنبه 14 مرداد1387ساعت 2:59 قبل از ظهر  توسط فضول خان
|